X
تبلیغات
من و مامی سایت
اين دستور رو از روي سايت كرفت رسپي ترجمه كردم
خودم هنوز درستش نكردم
ولي به نظر خيلي خوشمزه مياد

http://www.kraftrecipes.com/recipes/...in-114864.aspx

سيب زميني 6 عدد متوسط
كره يك چهارم پيمانه
پياز 1 عدد كوچك
آرد سفيد يك چهارم پيمانه
نمك 1 قاشق چايخوري
شير دو و نيم پيمانه
پنير چدار رنده شده يك و سه چهارم پيمانه
سس خردل نصف قاشق چايخوري
پنير پارمزان يك چهارم پيمانه

ابتدا سيب زميني ها رو به مدت 20 دقيقه در آب جوش ميپزيم و سپس خارج كرده و آبكشي ميكنيم و داخل آب سرد قرار ميدهيم

كره را در داخل قابلمه كوچك ريخته و ميذاريم آب شود.پياز را اضافه كرده و به مدت 2 دقيقه با هم تفت ميدهيم و مرتب هم ميزنيم.سپس آرد و نمك را اضافه كرده به مدت 1 دقيه هم مزنيم.سپس شير را اضافه ميكنيم.البته كم كم و خوب هم ميزنيم كه آرد گلوله نشه حدود 5 دقيقه تاز ماني كه آرد در شير حل شود و كمي غليظ شود و سپس مقدار يك و يك چهارم از پنير چدرا رو اضافه ميكنيم و خوب هم ميزنيم حدود 1 دقيقه.و درپايان سس خردل و از روي حرارت برميداريم

سيب زميني هار و پوست كنده و ورقه اي خرد ميكنيم تقريبا نيم سانتي و كمي بيشتر.ظرف پيركس رو چرب كرده سيب زميني ها رو ته ظرف ميچينيم و سپس سس رو اضافه كرده و مجداا يه لايه ديگه سيب زميني و روي سيب زميني يه لايه سس . به همين ترتيب تا مواد تمام شود.داخل فر از قبل گرم شده با درجه 180 درجه به مدت 30تا 35 درجه ميپزيم.از فر بيرون مياريم و روي سيب زميني رو باقيمانده پنيرچدار را ريخته و روي آن پارمزان ميريزيم. و دوباره در فر قرار ميدهيم به مدت 5 دقيقه.

شما ميتوانيد داخلش از ژامبون و فلفل دلمه اي هم استفاده كنيد

نام: Potatoes-Au-Gratin-25276.jpg نمایش: 52 اندازه: 25.9 کیلو بایت



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 11:44 | نویسنده : الهام |

مواد لازم

آرد: 300 گرم

کره: 200 گرم

پودر قند: 75 گرم

پودر بادام یا فندق : 1 پیمانه

نسکافه: 2 قاشق غذا خوری

شکلات تخته ای : 100 گرم برای تزئین

برگه ی موز و یا فندق نصف شده برای تزئین

روش تهیه

ابتدا کره و پودر قند رو با هم ترکیب میکنیم.



و با همزن اینقدر میزنیم تا سفید و پوک شود



بعد نسکافه را اضافه کرده و با لیسک هم میزنیم.



بعد هم پودر بادام را ریخته



و با لیسک مخلوط میکنیم.



و در آخر هم ابتدا نیمی از آرد را الک کرده ریخته و با لیسک مخلوط میکنیم



بعد هم بقیه ی آرد را میریزیم و با دست ورز میدهیم.

این خمیر نیاز به استراحت ندارد .

روی سطح کار را کمی آرد پاشیده خمیر را با کمک وردنه باز میکنیم.

بهتره روی خمیر رو نایلون پهن کرده بعد از وردنه استفاده کنیم.

چون به این ترتیب خمیر به وردنه نمیچسبه و روی سطح شیرینی صاف

میشه.



قطر خمیر باید 3 میلیمتر باشد.

بعد هم قالب میزنیم.



کف قالب رو کمی چرب کرده و شیرینی ها رو با فاصله در سینی میچینیم.

بعد برای پخت به فر منتقل میکنیم.

دمای فر 160 درجه سانتیگراد و زمان پخت هم 15 دقیقه میباشد

البته فراموش نشه فر باید از قبل گرم شده باشد.

بعد از پخت و سرد شدن شکلات تخته ای رو به روش بن ماری باز کرده

درون قیف ریخته و روی هر شیرینی کمی شکلات میریزیم



و روی هر شکلات یک تکه فندق و یا برگه موز قرار میدهیم



و بعد با کمک همان قیف خطوطی روی شیرینی ایجاد میکنیم



و به این ترتیب شیرینی خوشمزه ی شما آماده میشود.






http://mamisite.com/forum/t2123.html



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 | 11:13 | نویسنده : الهام |

انگشتی گردویی







مارگارین 250 گرم
آرد 250 گرم
شکر250 گرم
زرده تخم مرغ 2 عدد
پودر گردو 250 گرم


همه مواد را با هم مخلوط کنید
به مدت نیم ساعت درون یخچال قرار دهید
مقداری از خمیر برداشته در دست گلوله کنید
روی کاغذ روغنی سینی با فاصله بچینید
سوراخی روی خمیر ایجاد کنید ( با قطری به ضخامت یک خودکار)
به مدت 15 دقیقه در فر گرم 150 درجه قرار دهید
بعد از سرد شدن با فیلینگ دلخواه پر کنید

می توانید پودر بادام یا فندق را جایگزین پودر گردو کنید




http://mamisite.com/forum/t1613-4.html#post72336



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 | 10:37 | نویسنده : الهام |
سلام دوستان

اين شيريني آموزشش توي مامي سايت هست

منتها من چون ميخواستم توي ارشيوم داشته باشم كه دسترسيم بهش راحت باشه اينجا كپي ميكنم و لينك ميذارم كه حق كپي رايت رو رعايت كرده باشم


هنوز خودم درست نكردم

ايشالا واسه عيد درستش ميكنم

شیرینی انگشتی شکلاتی



آرد 300 گرم
نشاسته ذرت 70 گرم
پودر کاکائو 50 گرم
ب.پ 1 قاشق چایخوری
نمک 2 پینچ
کره 250 گرم
زرده تخم مرغ 3 عدد
شکر 150 گرم

شکلات سفید و شکر برای تزئین

شکر ، زرده ها و کره نرم را با هم بزنید




آرد ، ب.پ نشاسته ذرت ،نمک وکاکائو را به مخلوط اضافه کرده و با دست مخلوط کنید



به شکل توپ در آورید ، در نایلون گذاشته و 30 دقیقه در یخچال قرار دهید





از مخلوط تکه هایی به وزن تقریبی 15 -20 گرم برداشته و در دست گرد کنید



توی شکر بزنید




برعکس درون سینی( روی کاغذ روغنی) قرار داده و با انگشت حفره ای درون آن ایجاد کنید




در فر 175 دقیقه به مدت 15 دقیقه قرار دهید




از فر خارج کرده و حفره ها رو با شکلات یا هر فیلینگ دیگری گه دوست دارید پر کنید




تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 | 10:34 | نویسنده : الهام |
امروز بعد از مدتها اومدم سري به اينجا بزنم ببينم هنوز هست يا نه

همين جا اعتراف ميكنم كه رمزش رو يادم رفته بود

همچين ادمي هستم مننن.

دوباره رمز گرفتم و وارد شدم و خداروشكر هيچكي سراغي ازم نگرفته و نگران احوالاتم نشده 

فقط دوست عزيزم ميناي گلم جوياي احوالم شده

مينا جون خيلي گلي

يه مطلب توي وبلاگ مينا جون خوندم كه حال و هوامو خيلي عوض كرد.چند وقته خيلي داغونم

هرجور مشكل و مصيبتي كه بگين توي اين چندوقته سرم اومده ولي نميدونم من چقدرررررر پوستم كلفته كه دارم تحمل ميكنم و صدام هم درنمياد.

شايد هم خيلي ديب دمينيم كه حاليم نميشه

به هرحال غير از اين دوحالت نداره.

امروز ديگه ته بدحاليم بود كه حتي توي تاپيك مشهدياي مامي سايت هم نتونستم بمونم

از صبل كه نشسيتم پشت ميزم همچنان نشستم و بلند نشدم

ديگه ببينيد چقدر وضعم وخيمه كه حتي حال بلند شدن از روي صندلي رو هم ندارم.

امـــــــــــــــــــــــــــا با خوندن اين مطلب توي وبلاگ مينا جون خيلي حالم عوض شد.

يه جورايي انگار قصه زندگي منو تعريف كرده.اين برام يه نشونه خيلي خوب بود.

.........................................................................................................................................

عجیب حرف هایـم غبآر آلودنـد...سرفـه ام می گیـرد...غبـآر خاطراتـم بـه گلویـم می نشینـد...یـآد آوریشان آزارم می دهد...همچون طعم ِ گس ِخرمالـو...بـآران احسـآساتـم از چشمانـم می بـآرد...چـه بـوی ِ خـآک بـآران خورده ای گرفتـه خاطراتـم...مشـامم را مـی نـوازد...بـه پشت سرم می نگرم...چه روزهایی که حرامشـآن کردم...و چه لحظه هایی که شادی هـآی کوچکـم را بر مـن حرام کردنـد...میگوینـد لذتـی کـه در بخشش هست در انتقـآم نیست !! انتقـآم را کـه کلا کنـآر بگذارم ،آنقـدر بی تفـاوت شدم کـه بخشش فراموشـم شده !! حتـی خودم را نیـز نمیتـوانـم ببخشـم...بـه خودم مدیـونـم...

بـه تمـام کودکـی هایـم...

نوجوانـی هایـم...

دختـرانگی هایـم...

بـه همه مدیـونـم...

کـه همـه را در حصـار تنگ آرزوهـآیـم ، یکی یکی از دست دادم...خـآتـون ِ قصـه هـآی مـن اسیـر ِ روزمرگی شده... بیـآخـآتـون...این هم حصـار تنگ آرزوهـآیت...!! راه را اشتبـآه آمدی...چقـدر گفتنـد و گوش نکردی...!حسرت هـآیت طعم زهـر می دهنـد خـآتــون !!

دوبـاره شـروع کـن...طعـم تلخ حسـرت هـآیت آزارم می دهـد...کمی شیـرینـی می خـواهـم...چیـزی در درونـم می گوید...

"هنـوز هـم امیـدی هست..."



بـاور کـن "امیــد" بـه آرزویت می رسـانـد...

http://www.ghandile-ehsas.blogfa.com/

...........................................................................................................................................
ميخوام باور كنم كه به آرزويم ميرسم با اميد بهش



تاريخ : یکشنبه ششم بهمن 1392 | 14:14 | نویسنده : الهام |
دیشب یه اتفاقی افتاد توی خونه410419_sochildish.gif

بعد از خوردن شام خیلی خسته بودم و گفتم یه درازکی بکشم و استراحت کنم.تازه روی زمین

جلوی تلویزیون ولو شده بودم که همسر رفت از پشت میز غذاخوری یه کیسه درآورد و گفت تا نگفتم

بهت این طرف رو نگاه نکن.منم که حرف گوش کن.گفتم باوشه.617319_smily_bahal_82.gif

کیسه روبرد سمت آکواریوم و معلوم شد ماهی خریده.حالا چه ماهی خریده نمیدونم.خلاصه

من همینطوری داشتم تلویزیون نگاه میکردم که ییهو یه صدای شرررررررررررر از پشت سرم اومد.

اولش گفتم داره آب کیسه ها روتوی تانک خالی میکنه دیدم نه انگاری صدا یه جور دیگه است.

صدای آبشار میاد.149819_parssmile_v16.gif

ییهو همسر شروع کرد به داد و بیداد که الااااااااااااااااا بدوووو دستمال بیار.735419_panicsmiley2.gif

هیچی دیگه برگشتم دیدم واویلاااااا کیسه ای توش ماهی بوده برگشته رو زمین و آب

همه خونه رو برداشته و ماهی های بیچاره دارن روی سرامیک بالا پایین میپرن.هول هولکی ماهیها رو

از روی زمین برداشتم و دادم همسری بندازه توی تانک و خودم با دستمال و حوله زمین رو خشک کردم.

نصف فرش هم خیس شده بود.

طفلکی همسر ترسیده بود.فکر کرد الان یه داد و بیداد راه میندازم..848220_girl_hysteric.gif.

ولی من خانوم تر از این حرفهام.795520_girl_yes.gif

گناه داشت.با کلی ذوق و شوق برام ماهی خریده بود.اونم دقیقا چیزهایی که دوست داشتم.یه نیگا

به آکواریوم کردم و جییییییییییغی کشیدم بنفشششش.708719_jokersmile.gif

خدایا 4تا گلد فیش گوگورمگوریه خوشگل.یکیشون سیاهه سیاه هست.خیلی نازه.یه نژاد خاصیه.

4تا هم پلاتی خریده بود و دوتا هم کت برنز.عاشقشونممممم

البته اول عاشق همسریم هستم که همیشه برای خوشحال کردن من نهایت تلاشش رو میکنه

دست گلش درد نکنه328720_kiss.gif

خلاصه طفلکی خیلی ناراحت شد که خونه  رو خیس کرد.589119_mpr.gif
ولی من گفتم فدای سرت عزیزممممم.آب روشناییه.اونم آبی که توش ماهی بوده42119_mermaid3.gif

دیگه بعدش نشستم به تماشای این نانازیا.خیلی بامزه شنا میکنن.انگاری دارن قر میدن110319_piscess.gif

ایشالا عکسشون رو هم میذارم

همسر عزیزممممم دوستت دارم 510520_phil_45.gif



تاريخ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 | 10:40 | نویسنده : الهام |
این مطالب رو دوست عزیزی برام ایمیل کرده.

اینجا میذارم تا شما هم از خوندش لذت ببرید


شکسپیر میگوید


من همیشه خوشحالم، می دانید چرا ؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است ... پس به زندگی ات
عشق بورز ...
...
خوشحال باش ... و لبخند بزن ... فقط برای خودت زندگی کن و ...
قبل از اینکه صحبت کنی ،گوش کن
قبل از اینکه بنویسی، فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی ،درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ، ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ، احساس کن
قبل از تنفر ، عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

زندگی‌ پشیزی نمی‌ارزد ، اگر همان بمانم که هستم
 
افلاطون
 
 
 
 
قوی بودن به این معنا نیست که باید در یک زد و خورد مبارزه کنید.
قدرتِ واقعی یعنی آنقدر عاقل و بالغ شده باشید که ازکنارِ حرفهایِ پوچ و غیر منطقیِ آدمهایِ مزاحم و آشوبگر با بی توجهی و بی محلی رد شوید.
 
 
 
 
شاید قبلا
اشکها به خاطر نبود محبت بود
اما حالا
چون عادت
به بی مهری کرده ایم
محبت که می بینیم
اشک می ریزیم....


 
برای خودت زندگی کن،

کسی‌ که ترا دوست داشته باشد،

با تو میماند
 
 
 
 
خـــدای خــــوبــــم...!!
خطا از مــن است...!!
می دانـــــــم...!!
از من که سالهاست گفته ام...!!
* ایاک نعبد *...!!...
اما به دیگران هم دلسپرده ام...!!

... از مـن که سالهاست گفته ام...!!

* ایاک نستعین*...!!

اما به دیگران هم تکیه کرده ام...!!

اما رهایــم نـــکن...!!

بیش از همیــــشه دلتنــــــگم...!!

به انــــدازه ی تمـــام روزهای نبــــودنم...!!



تاريخ : شنبه سی ام شهریور 1392 | 9:11 | نویسنده : الهام |



این نمونه همون قلاب بافی هست که دوسه تا پست پایینتر گذاشتم

دیشب بافتمش برای اینکه بدونم اصلا چجوری بافته میشه

یکمی بافتش پیچیده است و مثل شماره دوزی باید مراقب باشی که اشتباهی نبافید که کل مدل بهم میخوره




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 | 10:27 | نویسنده : الهام |


یکی کمکم میکنه اینو توی خود قالبم بذارم؟

بلد نیستمممم

کمککککککککککککککککککککککککککک



تاريخ : چهارشنبه بیستم شهریور 1392 | 13:3 | نویسنده : الهام |

دلم هواشو کرده

دلم میخواد برم پابوسش

خیلی وقته ندیدمش...

نکنه باهام قهر باشه؟

نه نیست!خیلی بزرگتر از این حرفهاست که بخواد قهر کنه.

میدونم که دست رد نمیزنه

میدونه که عاشقم

دل من خونه خرابشه

دل من همیشه براش پر میکشه

همیشه هر وقت اسمش میاد سلامی از ته دلم براش میفرستم

السلام علیک با علی ابن موسی الرضا




تاريخ : چهارشنبه بیستم شهریور 1392 | 10:53 | نویسنده : الهام |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.